جلسه چهارم کلاس آموزش داستان نویسی استاد مانی مهرآور
22/9/1395
خانم ها ، آقایان
سلام . و آرزوی به روزی
در دو کتاب گذشته ، دو نویسنده با عبور از دانستن قوانین به خلاقیت در اثر خود ، رسیده بودند. تغییر ، در کلمه و جمله و زمان و چیدمان عناصر هر یک را صاحب سبکی ، دارای ویژگی کرده بود اما ، قبل از ورود به نشانه هایی از کتاب جبران خلیل اجازه دهید یک نکته را با هم گفتگو کنیم :
هنرمند ، به نظر میرسد همواره نیازمند چشم سوم است . چشم سومی که بیش از هر فرد و مخاطب دیگری ، در واقع با نگاه هم زمان به هنرمند ، بتواند به جا و به موقع و بدونه نیاز به آن دیگری ، دست به اصلاح و صحت در تلاش هنر مند بزند. چشم سوم را در اخلاق ، وجدان نامگذاری میکنند ، اما ، تو به عنوان یک هنرمند نیازمند چشم سومی هستی که اصول هنر شما را در کنار شناخت دقیقی از شما بداند ، و درست در مواقع لزوم دست به اصلاح ذهن و اثر شما بزند. وسیله چشم سوم شما ، خود شناسی است
اگر نویسنده ای قلم خود را بشناسی . اگر خواننده ای صدای خود را بشناسی . بطور نمونه ، یک بازیگر تاتر ، یاد گرفته است که]
چشم سوم خود را بر صندلی مخاطب گذاشته و از آنجا به خود نگاه کند. بازیگر نمایش فرصت سوال از مخاطب را در حین اجرا ، بصورت زنده ندارد.
سوال هنرجو:
ببخشید استاد من شاید عجله می کنم ...بعد با دادن تکلیفی به خودمان می شه به صورت عملی تر تفهیم بشه ؟
پاسخ استاد :
بله

ادامه درس :
بطور نمونه ، شما به عنوان نویسنده ، یا فردی که در مسیر نوشتن قرار دارد ، میتوانید  چشم سوم را در همین ابتدا در خود ، نهادینه و در مسیر استفاده کنید . باز بینی که متاسفانه تعداد زیادی از دوستانم رعایت نمیکنند ، چشم سوم شما را فعال میکند اگر چه کمی تمرین میتواند بین شما و چشم سومتان هماهنگی لازم را ایجاد کند  ، حتما در فرصت دیگری تمرین مختصری را خواهیم داشت
اما
کتاب ، جبران خلیل
جبران خلیل ، تابع قوانین و اصول فنی زمان خود نیست . جبران خلیل ، خلاقیت ایجاد اینگونه از متن را از کجا به دست آورده؟
چشم سوم او
با شناخت از خود جبران و افکار او و زمانه ، به او امکان چنین خلاقیتی را داده است. نوعی نوشتار که بی واسطه و بدونه داشتن عناصر دیگری از نویسندگی ، صرفا با دانای کل و  جهان بینی ویژه نویسنده ، دست به خلق اثری میزند که ، با این شکل ، مفهوم ذهنی نویسنده را به مخاطب انتقال میدهد.
چشم سوم   او
بهترین وجدان ، ناظر ، و اصلاح کننده او خواهد بود
حالا از نویسنده بگوییم
سوال تا این مرحله ؟
ویژگی جبران ، شناخت بوده است و خلاقیت او  ، از همین شناخت و نوع تفکر او ، بوجود آمده است
سوال هنرجو:
اثرش گرچه خالی از عناصر داستانی بود ولی مزین به آرایه های ادبی بود
پاسخ استاد : نه به معنای شعر
ادامه درس:
در نوشته های. او خیال کم است ، اما هامونی و وزنی ویژه وجود دارد : هارمونی
سوال هنرجو :
چرا اسمش را فقر دانش نویسندگی می گذارید...شاید او می خواسته خودش باشد بی شناخت هیچ نویسنده ای ..مگه اولین نویسنده کتابهای چه کسی را خوانده که نویسنده شده ؟ من خودم هم شدیدا به این معتقدم اونقدر که می شه از شکم روزمرگیها مطالب بدیع و نو بدست آورد از کتابها نمی شه..چون دیگه بدیع نیست و یکی قبل از تو نوشته
پاسخ استاد :
بله، منظورم بی ادبی به او نیست ، توانایی او را در استفاده از داشته خود میستایم
ادامه درس :
ستودنی است که هر هنرمندی ، خود را و زمانه خود را شناخت کافی پیدا کند. جبران خلیل ، در واقع خود مبتکر سبک خود بوده است ، همین ابتکار و خلاقیت ، را در شکل دیگری نجدی و در شکل دیگری احمد زاده ، دنبال میکند
حالا از تو سوال میکنم
دوست من ، چقدر خود و زمانه و افکار خود را میشناسی ؟؟ تو هم نیازمند چشم سومی هستی که اگر نباشد ، نه اینکه نرسی ، اما دیر و پر از تکرار خطا و دیگر اینکه در کتاب و قلم جبران بیش از اینکه شما هنر نویسندگی ببینید ، افکار او را میفهمید.حال به وضوح بگویم ، هنرمند باید..
.
باید
.
.
.
باید
چیزی در فکر خود برای انتقال به وسیله هنر خویش داشته باشد چرا که هنر در ذات خود یک زبان جهانی است برای اینکه تو بتوانی ، با مخاطب خود از مسیر هنری انتخاب شده ، گفتگو کنی . در انتها  ، همچنان خواندن و دانستن را ، بهترین ابزار کمال ، در کنار خلاقیت برای هر هنرمندی میدانم. امید وارم ، دوستانم با شناخت و مطالعه در کنار تمرین و گفتگوی اساتید گروه ، بتوانند با بکارگیری ، به سطح مورد قبول خود برسند
دوستان جان
تمرین برای این گفتگو خوانش برخی از قسمتهای هر کتاب ، اگر کامل برایتان حتی فرصتی نباشد ، خواهد بود .
سوال آخر، از دوستان
چشم سوم  در کدام داشته یک هنرمند فعال خواهد بود ؟
پاسخگویی هنرجو :
تئاتر ، تماشاچیان روی صندلی ، نویسنده ، وجدان
پاسخگویی هنرجو :
خلاقیت ذهن ....باید خودمان ابتکار داشته باشیم تا نوشته هایمان جان داشته باشند و بتوانند حس ما را به مخاطب منتقل کنند
سوال هنرجو :
منظورتان از کلمه " داشته " توانایی است ؟
پاسخ استاد : ابزار. ابزار درونی و بیرونی یک هنرمند

پاسخگویی هنرجو :
چشم سوم یک نویسنده مخاطبینش و محیط پیرامونش می تونه باشه که راحت درک کنند چه گفته ای . باید یک قدم جلوتر باشی
پاسخگویی هنرجو : وجدان باورهای هنرمند

سوال استاد :]
برای همان یک قدم جلوتر بودن باید از کجا شروع کرد
پاسخگویی هنرجو :
خلاقیت ذهن ....باید خودمان ابتکار داشته باشیم تا نوشته هایمان جان داشته باشند و بتوانند حس ما را به مخاطب منتقل کنند
پاسخگویی هنرجو :
چشم سوم یک نویسنده مخاطبینش و محیط پیرامونش می تونه باشه که راحت درک کنند چه گفته ای . باید یک قدم جلوتر باشی
پاسخگویی هنرجو : وجدان باورهای هنرمند
سوال استاد :
برای همان یک قدم جلوتر بودن باید از کجا شروع کرد
پاسخگویی هنرجو :
چشم سوم یک نویسنده
درد جامعه است
هدفیاست که به  واسطه ی ان قلم بدست گرفته است
ادامه درس :
ممنونم از دوستانی که پاسخ ارسال کردند
پاسخگویی هنرجو :
از اینجا که الان من مطالب را می خوانم ولی به مانی هم فکر می کنم که معنای ماندن را به من تلقین می کند..به مهر آور که نا خود آگاه در ضمیرم از مهر می گوید ..از اینکه یک نام چقدر می تواند خود گویای یک انسان باشد..از اینکه باید به فرزندانمان نام نکو بدهیم و از اینکه سوژه را می توان بیرون کشید از یک حرف خالی حتی
ادامه درس :
من با تمام پاسخ ها موافقم .اما بدانید، اگر در هنگام رانندگی میتوانید با تلفن همراه ، حرف بزنید.قدرت تحلیل و تجزیه داشته باشی
یعنی ذهن شما میتواند در هنگام کار پالایش کند. خانم فریبا اسکندری از ذهن نام برد او به درستی محل حضور چشم سوم را پیدا کرد
دوستانم ، اطمینان دارم با کمی تمرین و تلاش خود ، میتوانید درست با فاصله اندکی در نوشتن ، نوشته خود را در ذهن خود پالایش و مراقبت نمایید. ذهن شما ، میتواند  درست هنگام نوشتن اولین چشم بییننده و مخاطب شما باشد ، که این مخاطب تو را ، قلم و توانایی تو را و زمانه تو را میشناسد. پس بهترین پیشنهاد را به تو خواهد داد. فراموش نکنیم ، تمام داشته ما در خلق یک اثر
از میانه دانستن میگذرد .
سپاس از همه دوستانم
کفایت گفتگو ........
شبی آرام ، پر از افکار زیبا و رقص بهترین کلمات و ایده ها را برایتان آرزومندم

مادرانمان را هر روز ببوسیم.